درگیری های شدید و تیراندازی در منازل سازمانی آزادی (اهداف پشت پرده!)
برابر خبر ارسالی خبرنگار دیار و نادیار از کوی سنجق عراق، شامگاه روز یکشنبه 14/4/90 ساعت 18، درگیری های گسترده، زدو خورد، ضرب و شتم و تیر اندازی در محدوده منازل مسکونی آزادی میان اعضا، کادرها و خانواده های حزب دمکرات کردستان ایران و حزب دمکرات کردستان رخ داده داده است.
درحالی که کوردکانال و تیشک تی وی با آب و تاب خاص در حال تبلیغ برای 22 تیر بوده و رحیم رشیدی و کریم پرویزی به نحوی مجری گری و مصاحبه می نمایند که گویی هیچ مشکلی پدید نیامده و همه چیز در امن و امان است، در پس پرده درگیری های شدیدی در مناطق مسکونی محل استقرار خانواده های حزبی در محوطه منازل آزادی رخ داده که هیچ یک از رسانه های حزبی آن را تا این لحظه تحت پوشش خبری قرار نداده اند.
در اثر این درگیری ها و تیراندازی چهار نفر زخمی شده اند که از جمله آنها سالار (اهل سنندج) فریدون (اهل سنندج ازحدک) و سید ابراهیم هاشمی و پرویز ش از جناح هجری مجروح و روانه بیمارستان شده اند. حتی دو پلیس آسایش نیز زخمی شده اند.
در این ایجاد درگیری که کاملاً هدفمند و برنامه ریزی شده بود، برخی کادرهای رده بالا و جانشینان کمیته مرکزی نیز مورد ضرب و شتم واقع شده اند.
با وساطت پلیس کوی سنجق، ارسال نیروی کمکی از سلیمانیه و حضور نماینده های کوسرت رسول برای خاتمه درگیری ها، این زدو و خوردها مجدداً خاتمه یافته و با استقرار پلیس منطقه حالت حکومت نظامی گرفته است.
آسایش حتی تهدید کرده امکان دارد تا مدتی طرفین را خلع سلاح نماید تا از ایجاد درگیری خودداری نمایند.
تمامی این موارد حاکی از وجود یک چالش در حزب است و آن هم عدم شفافیت و قاطعیت مسئولین حزبی در تصمیم گیری، اطلاع رسانی و مشارکت کادرها در تعیین سرنوشت خودشان می باشد.
برخی اعضای کمیته مرکزی هردوجناح که از بیم اتحاد مجدد نگران از دست رفتن پست، قدرت و منصبشان هستند، به تکافو افتاده، شروع به یارگیری، خریدن مزدور با پرداخت پول و ایجاد درگیری صوری هستند. افرادی از مرکزیت هر دو جناح (ک.ب-ن.ق-چ.ر-ع.ب-ح.ق-م.م-ت.م و...) نفراتی را اجیر نموده تا این درگیری های صوری را راه اندازی و به مسئولین بفهمانند بدنه تمایلی به اتحاد مجدد نداشته و در صورت هر گونه همکاری و اتحاد هر روز هیمن بحث است. در واقع آنها بیشتر نگران موقعیت خودشان هستند.
مسئولین حزب نیز اگر می خواهند اینگونه درگیری ها خاتمه یابد بایدچند نکته را بدانند :
1- شفاف سازی و اطلاع رسانی شرط هر گونه اعتمادسازی میان زیردستان است. اگر شما پنهانی در پاریس توافقی زمان بندی شده با حضور طرف آمریکایی، انگلیسی و نماینده حکومت اقلیم کردستان نموده اید، چرا نباید کادرهای زیر دست از آن خبر داشته باشند؟
2- بر مبنای ساخت حزبی شما آقایان دبیر کل پیش از هرگونه تصمیم گیری تابع دفتر سیاسی هستید! نمی توانید به اراده خود در خصوص موضوعات به این مهمی تصمیم بگیرید و دفتر سیاسی در جریان نباشد. پس برگزاری کنگره و رأی گیری برای چیست؟
3- مسأله ای نظیر اتحاد و همکاری دوباره نیازمند همه پرسی در میان تمامی کادرها و خانواده ها می باشد که البته آنها موافقند، اعضای کمیته مرکزی و دفتر سیاسی که منافعشان به هم می خورد مخالفند.
4- آقای خالد عزیزی مگر شما زمانی که در کنگره نامه حدکا برای پیشنهاد تغییر نام را خواندید همه به آن نخندیده و آن را تمسخر نکردند؟ وقتی حتی اجازه ندادند صحبتی در خصوص بحث همکاری با جناح مقابل صورت پذیرد، چطور شما بدون اطلاع دفتر سیاسی در اروپا جلسه مذاکراتی برگزار نموده اید؟
5- آقای هجری؟ چطور زمانی که هنوز سه یا چهار سال از تصدی پست ریاست و دبیرکلی شما باقی مانده بود، هرگاه صحبت از اتحاد و همکاری دوباره می شد یا رد می کردید و یا می گفتید، دفتر سیاسی باید تصمیم بگیرد! چطور الان که رو به اواخر ریاست شماست، صحبت از اتحاد چیز خوبی به نظر می رسد؟ یا در مورد آن سکوت می نمایید؟
6- بعضی ها نظیر ملا حسن رستگار تا زمانی که پست و قدرت داشتند پایه گذار و مسئول انواع و اقسام اختلافات و انشعاب از زمان قاسملو تا زمان هجری بودند. اما الان که دستشان از قدرت کوتاه شده دلسوز شده طرفدار اتحاد و همکاری می باشند. و این گواهی است بر مدعای ما که دعوا دعوای قدرت است.
در خاتمه به نظر نگارنده اتحاد و همکاری مقوله ستودنی و خواست خانواده های تمامی افراد حزبی است که آزادانه رفت آمد داشته و در محیط آرامی زندگی نمایند، ولی هستند افرادی که این آرامش در تضاد منافع قدرت طلبانه و ثروت اندوزانه آنها می باشد.
«کۆمهڵهی مافی مروڤی دیار»، به مه به ستی پشتیوانی دارایی و روحی و هه روه ها مافه کانی مروڤ له قوربانیانی رهشهکوژی و نهبوونی تهناهی له ناوچه کوردنشینهکانی وڵات پێک هاتووه. هه موو بنهماڵه یهکی قوربانیان له دوای پێوندی له گهڵ ئێمه و پڕ کردنهوهی فورمی ئهندامهتی دهکهونه ژێر داکوکی دارایی و روحی کۆمهڵه کهمان.